زبان فار

جنبش زنان طی 20 سال گذشته افولی غم انگیز را تجربه کرده و سرشت جنبشی خود را از دست داده است. خودسازماندهی فعال و مبارزه مشترک علیه ستم جنسیتی  در اقتصاد، دولت و زندگی روزمره، عقب گرد داشته و افرادی از کنشگران پیشین جنبش زنان به طور منفرد،در سیستم مسلط و بیش از همه در بخش های آکادمیک و دولتی آن به جایگاه معینی  دست یافته اند. آن بخش از ساختارهای فمینیستی که هنوز باقی مانده اند به ندرت  با توده های  وسیع زنانی که کار مزدی می کنند، ارتباط دارند.چرا چنین شده است؟